X
تبلیغات
کوچولوی شاعر






















کوچولوی شاعر

شعرهاوخاطرات یه دخترکوچولو

یادش بخیر.............

الان دیگه درست حرف می زنه

البته به بنده دستورم می ده اینم یه نمونه:

اجیی ندا بدون مَ تیلیویون ندا می دونم زما ندا بدون ندابدون ندابدونندا بدون


ترجمه: اجی نگا بکن من تلویزیون نگا می کنم شما نگا بکن نگا بکن نگا بکننگا بکن!!

نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1392ساعت 17:10 توسط ریحانه| |

هرکی بتونه این شعر رو بگه جایزه داره

اگه کسی نتونست شعری رو که خودم گفتم می نویسم

بعد بین شعر خودم و شعر های دیگه مسابقه میذاریم

هر سال این کارو می کنیم

برنده یه جایزه مجازی داره

در ضمن تقلب مموععععععععععععععععععععععععععع

هرکی یه شعر مثل شعر خودم یا کس دیگه بنویسه حذف می شه و باید سال دیگه

شرکت کنه راستی مهلت مسابقه تا:29که روز تولدمه!!!

موضوع:کربلا وصف عشق است.........

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت 17:23 توسط ریحانه| |

اگه من روز اومدن امام به کشور نبودم ویه افتخارخیلی بزرگ رو از دست دادم.

اگه من روزآزادی میهن عزیزم نبودم و یه افتخارخیلی خیلی بزرگ رو از دست دادم.

ولی روز نهم دی بودم و یاد گرفتم چگونه از رهبر و میهنم دفاع کنم و در راه اسلام

بجنگم.


نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1391ساعت 9:16 توسط ریحانه| |

  اگر زینب نبود...

اگر زینب نبودسالار کربلاکه بود

اگر زینب نبود...

اگر زینب نبود خطبه خوان ز دربار یزید که بود

اگر زینب نبود...

اگر زینب نبود عمه بچه ها در خرابه ها که بود

اگر زینب نبود...........

نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1391ساعت 16:0 توسط ریحانه| |

ازآب هم مضایقه کردند کوفیان

تاکه شود حسین(ع) تسلیم شان

اما حسین (ع) مردی بزرگ ,

خوب,

شجاع بود

در راه حق

دلیل جنگ او

نماز بود

نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 20:48 توسط ریحانه| |

پرسیدم:نامت چیست؟

گفت:علی

گفتم:نام برادرت چیست؟

گفت:علی

گفتم:پدرت خسته نمی شود نام تمام پسرهایش را علی میگذارد؟

گفت:پدر گفته حتی اگر صد پسر هم داشته باشم همه راعلی می نامم!


نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1391ساعت 19:1 توسط ریحانه| |

من کنت مولا فهذا علی


المولا

ای مردم گوشت وخون علی از من است پس خداوندا هرکس علی را دوست بدارد دوست بدار و هر کس او را دشمن بدارد دشمن بدار

بخشی از خطبه غدیر


posta کارت پستال جدید عید غدیر خم

نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1391ساعت 13:54 توسط ریحانه| |

 

در تاریخ  : بیست وششم  شهریور  سال 1389   محمد مهدی ما پابه جهان گذاشت

_______________________________________________________________________

سلام

  ما پریروز تولد محمد مهدی رو گرفتیم

در ضمن لباس داداشی رو مامانم دوخته!!!

وهمچنین لباس منم از شاهکارای مامان خیاطمه!!

علی {پسر عموم} -خودم که دختر خاله کوچولوم تو بغلمه-داداشیم-حسنا وامیرحسین{دختر عمو وپسر عموم}

اینم کیک هاپویی یه آقا محمد مهدی!!!!

این هم ازجشن تولد مجازیش  :

تولد تولد تولدت مبارک مبا رک

مبارکه مبارک

خب دوستان میرسیم  به خوشمزه ترین بخش تولد:


 

tiny blue daisy divider 

امروز چه روزخوبیه


 


تولد محمدیه


 


وهم اکنون میرسیم به هیجان انگیز ترین بخش تولد یعنی:

اينم كيك تولدت گلكم.



یعنی کادوها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

________________________________________

خدافظ!!!!!!!






 

  

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1391ساعت 9:49 توسط ریحانه| |

در دوران امام کاظم (ع) یک روز یک عده از شیعیان برای سوالاتی

آمدند مدینه ، اما امام در مسافرت بودند

 

، سوالات خود را نوشته به در خانه ی امام دادند

 

مدتی بعد برای خداحافظی آمدند، دیدند حضرت معصومه پاسخ

سوالات را نوشته

 

آماده کرده خیلی خوشحال شدندبرگشتند  در راه برگشت به امام کاظم

 

 برخورد کردند ماجرا را گفتند ، امام کاظم(ع) پس از مطالعه پاسخ ا

 

را گفتند ، همه درست است ، سه بار فرمودند : (فداها ، ابوها)

 

آری او عالمه است و او معلمه است معصومه


 

نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1391ساعت 20:52 توسط ریحانه| |

  سلام....................


  وقتی سوار دو چرخه ش میشم یه چیزی همش از دو چرخه ش می افته میگه : اجه  صب بو صب بو ینی : صبرکن

با مامانم داشتم ورزش میکردم اومد گفت:اجه صب بو صب بو ماماصب بو صب بو و پیش ما ورزش کرد









نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391ساعت 22:22 توسط ریحانه| |